زیباترین صخره های دنیا
دراینجا تصویری از زیباترین صخره های دنیا













دراینجا تصویری از زیباترین صخره های دنیا













"دکر" توانست نام خودش را به عنوان جوانترین انسان که به تنهایی دور دنیا را با قایق بادبانی پیموده، در تاریخ به ثبت برساند.


تصور همه افراد برای سفر خانمها این هست که باید یک مرد همراه اونها باشه ولی هستند خانمهایی که سفرهایی خاص انجام دادند .سفرهایی که تفاوت زیادی با سفرهای عادی و شهری همه افراد داره و مشکلات و خطرات زیادی همراه داره ولی اونها به تنهایی از پس این سفر بر اومدند و به همه ثابت کردندکه میشه ....
جسیکای ۱۶ساله ملوان از جمله کسانی هست که این کار و در سال ۲۰۰۹ انجام داد تا به همه ثابت کنه که واقعا خواستن توانستن است .
جسیکا واتسون دختر ۱۶ساله استرالیایی جوون ترین جهانگردی هست که سفر دریایی ۷ ماهه بدون توقفی رو به تنهایی انجام داده.
وقتی جسیکا با یک قایق صورتی رنگ که رنگ مورد علاقه دخترهاست وارد سیدنی شد افراد زیادی از جمله کوین راد، نخست وزیر استرالیا و مایک پرهای کسیکه سال پیش از جسیکا در سن ۱۷سالگی سفر دریایی ۹ ماهه ای به دور دنیا داشت با یک فرش صورتی که برای جسیکا پهن شده بود به استقبال وی رفته بودند....
روز ۱۳/۲/۹۲ واسه اولین بار با یک سری از بچه های دوچرخه سوار گروه پروانه سبز قرار گذاشتیم تا به مناسب روز مادر که دوروز قبل بود به سمت کهریزک رکاب بزنیم .سرپرست برنامه هم یه خانم خیلی خیلی جوون به نام خانم مریم اکبری بود. قرار ما ساعت ۷ صبح از میدون قزوین بود. من وحمید اولین نفرهایی بودیم که ساعت ۶.۴۰ دقیقه رسیدیم به محل قرار.

نه کسی رو می شناختیم نه اصلا می دونستیم برنامه چه جوری هست . نزدیک های ساعت ۷ بود که کم کم سرو کله بچه ها پیدا شد . حدود ۴۰-۵۰ نفری شدیم .




چند نفری خانم و بقیه هم آقا. دیدن خانمها یکم اعتماد به نفس منو بالا برد . راستش اولش یکم ترسیدم . ترس نه از رکاب زنی بلکه ازینکه سطحم از باقی بچه ها پایین تر باشه چون به ظاهر بعضی از اونها میخورد حرفه ای باشند . به هر حال با اعتماد به نفس ساعت ۷.۳۰ حرکت کردیم به سمت پایین.


از ولیعصر و راه آهن بود که به سمت اتوبان تندگویان رفتیم . تصورش رو بکنید حدود ۵۰ نفر دوچرخه سوار اونم پشت سر هم توی خیابونهای شلوغ شهر تهران چه شود
.
یک زوج جهانگرد در سفرهای خود در نقاط مختلف دنیا، از پاهای خود عکس می گیرند.
دیدن این مجموعه را از دست ندهید
این زوج جهانگرد جهان، تا کنون ۹۰ تصویر از پاهای خود طی سفر به ۳۱ کشور جهان گرفته اند. تام رابینسون و وریتی کاربِری که به تازگی صاحب یک فرزند دختر شده اند، از این پس یک جفت پای دیگر به تصاویر خود اضافه می کنند.
این زوج ۳۰ ساله می گویند: “ما شیوه جدیدی را برای ضبط خاطرات و ماجراجویی های خود انتخاب کرده ایم.”

آقای رابینسون و خانم کاربِری ماجراجویی های خود را از سال ۲۰۰۵ آغاز نموده اند و سفرهای بسیارِ دیگری را نیز برای آینده خود برنامه ریزی کرده اند.

اول زدیم و رفتیم تا به میدان توپ خونه رسیدیم داشتیم از اونجا رد میشدیم که یهووو به خودمون گفتیم ای بابا بچه تهرانیمو با میادین معروف تهران هیچ عکسی نداریم و این شد که اولین عکسمون رو در میدان توپ خونه با هم به ثبت رسوندیم.



نسیم یوسفی و جعفر ادریسی زوج جوون ایرانی اند که سال ۱۳۷۷خیلی اتفاقی توی برنامه ای که به مناسبت سالگرد صعود کوهنوردان ایرانی به اورست تدارک دیده شده بود روی قله دارآباد با هم آشنا می شند و همین آشنایی منجر به این زندگی شیرین میشه. جعفر متولد ۱۳۵۶و نسیم هم ۱۳۵۸.هر دوی اونها رشته نرم افزار رو توی دانشگاه گذرونده بودند و شغلشون تولید نرم افزار برای کودکان پیش دبستانی بود. هر دوشون عاشق کوه و سنگ و ورزش تخصصیشون سنگ نوردی و کوه نوردی بود.نسیم عضو تيم ملي سنگنوردی و مربي و سرمربي تيم ملي سنگ نوردي و داور و مدرس ملي هم بود.
به گفته خود جعفر بر عکس همه جوونها که واسه شناخت هم به کافه میرند و رستوران اونها از عظمت کوه استفاده کردند و اونجا رو جایی دیدند مقدس که میتونند همو محک بزنند واسه تحمل سختی و مشکلات. واسه تمریناشون گاهی اوقات به خودشون سختی می دادند .با مقدار کمی اب و غذا می رفتند برنامه تا ببینند تا چقدر این سختی ها روشون تاثیر می ذاره.تا اینکه با ۲۰نفر مهمون یه عروسی متفاوتم گرفتند و یه زندگی متفاوت رو شروع کردند.

بله من و الهه در 25.1.1392 اولین تمرین جدی رو برای رکاب زنی و رفتن به دور دنیا شروع کردیم البته بهتره یه خاطره رو قبلش تعریف کنم تقریبا 2 هفته ی پیشترش من و الهه یه روز قرار گذاشتیم تا با هم اولین تجربه ی رکاب زنیمون و با هم رقم بزنیم .الهه کلی ذوق و شوق داشت برای شروع این کار بزرگ آخه به لطف خدا تونسته بودیم دقیقا قبل از عید یعنی روز 2۸ اسفند 1391 پول دوچرخشو جور کنیمو بالاخره خریدیمش .ولی خب به دلیل اینکه عید بود و داستانهای عید و پیش رو داشتیم نتونست سوار بر حسن شه آهان اسم دوچرخش و گذاشتیم حسن ماله منم اسمش بهادر هست. صبح زود بود که اومد جلوی خونمون و منم دوچرخه ها رو آوردم دیدم که باد چرخا چون مدتی استفاده نکرده بودیم کم شده کمی سوارش شدیم و جلوتر تو محوطه ی ساختمونمون وایسادیم تا بادشون و تنظیم کنیم اول برای اونو اوکی کردیم و بعدشم برای خودمو
مسیر کبکستانی(دیواره رامجرد)